خاطره ای از حج
يك خاطره در حج
در سال 1374 مدير كاروان بودم و تعداد 100 نفر زائراز شهرستان قائمشهر داشتم . در آن سالهاپرواز به مکه از تهران بود در آن سالها فرودگاه دشت ناز ساري فقط پرواز هاي داخلي را انجام مي داد .
زائران را درميان بدرقه زياد اقوام و بستگان اتوبوس سوار كرديم از قائمشهر به تهران و از تهران به جده قابل ذكر است در آن سالها فرودگاه مدينه منوره هم بين المللي نبود و حتما مي بايستي به جده مي رفتيم و طي مسافتي چند ساعته به مدينه منوره رسيديم .
به محض رسيدن به مدينه منوره پس از اسكان زائران در هتل مورد نظر برنامه 10 روزه را تنظيم نمودم و ضمن اعلام به زائران در جلسات روزانه هم اعلام مي داشتم كه فردا به كجا خواهيم رفت .
مدت 6روز از اقامت ما در مدينه منوره گذشته بود كه يك شب برنامه گذاشتيم كنار ديوار قبرستان بقيع دعا و توسل برگزار كرديم تا ساعت 12شب به طول انجاميد بعد از پايان بر نامه همه زائران به سوي هتل حركت كردند ومن ديدم يكي از خواهران دست خانمم را گرفت و گفت بمان؛ كارت دارم من چند قدم رفتم ديدم دونفره به گفتگوي خود ادامه ميدهند من ناچارشدم كاروان را به معاون خود سپردم برگشتم ببينم چرا اين دونفر به هتل نمي آ يند. خود را به آنها رساندم گفتم چي شد چرا نمي آييد خانم من گفت حاجيه خانم با شما كاردارند گفتم بفرما خواهرم مشکلی پیش آمد؟.
گفت حاج آقا جعفري من در ايران بودم وقتي اسم مدينه را مي شنيدم و يا اسم ائمه بقيع را مي شنيدم اشك از چشمانم سرا زير مي شد ولي امروز 6روزاست من هيچ احساسي نسبت به اينهمه برنامه هاي فرهنگي و مذهبي كه برگزاراست و اينهمه زائران ناله و گريه مي كنند در من هيچ تحولي بوجود نمي آيد اصلا اشکم در نمی آید .
گفتم چرا ؟ دیدید که همين امشب تعدادي از زائران به علت ناله هاي جانسوزي كه در كنار بقيع سردادند بيهوش شدند چطور در شما تاثيري نداشت . گفتم نكند بفكر خانواده و بچه هاي خودت هستي نمي توني از آنها دل بكني ؟ گفت البته آنها را فراموش كردم اصلا چهره آنان هم از نظر م فراموش شدند. گفتم نكنه خداي نكرده آقاي شما با پول خداي نخواسته ربا شمارا به حج فرستاد گفت نه البته قبل ازآمدنم تخميس مال كردم. گفتم نكنه با كسي از اقوام و بستگان قهري و خداحافظي نكرده باشي ؟ ديدم بلافاصله سررا انداخت پايين و با كمال شرمندگي گفت با مادرشوهرم قهر بودم با او خداحافضي نكردم . گفتم تلفن بزنم الان از او حلاليت مي طلبي کاری نداره ؟ گفت اشكال نداره . گوشي تلفن را برداشتم ساعت 1شب زنگ زدم ايران ؛ اتفاقا مادر شوهر همين خانم گوشي را برداشت گفتم حاجیه خانم از مدينه منوره زنگ مي زنم جعفري هستم مدير كاروان هستم . تا صدای منو شنید بلا فاصله بمن گفت حال عروس نازنينم چطوره؟ خوبه ؟ اشك در چشمانم حلقه زد و بقض گلويم را گرفت نتونستم ادامه دهم گوشي را دادم دست خانم زائر ي كه با مادر شوهرش قهر بود. ديدم طرفين بجاي گفتگو فقط گريه مي كنند آنقدر گريه كردند تا كاملا تخليه شدند و از آن لحضه تا روزي كه در مدينه منوره بوديم اين خواهر زائردر تمامي مراسمها به جز گريه كاري نداشت آنقدر تحول دراين زائر پيداشده بود كه يكي از زائران نمونه در اخلاق و رفتار شده بود و در تمام مراسمهايكه تاپايان سفر در مكه و مدينه داشتيم حضور فعال و معنوي داشت و تاثير زيادي بر ديگرزائران گذاشته بود.
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
با سلام . عباس جعفري چمازكتي هستم متولد 1337 بازنشسته آموزش وپرورش از سال 1374 تاكنون ومدير كاروان حج تمتع ؛ عمره؛ كربلا وسوريه مي باشم در بخش فرهنگي هم سالهاست كه درامر مسابقات فرهنگي ؛ هنري ؛ ادبي حج فعاليت مي نمايم و دبير جشنوارهاي استاني و شهرستاني حج مي باشم و در چاپ ونشرجزوات و مجلات و كتب حج همكاري دارم .هدفم از ساخت وبلاك : گفتم با حضور در دنياي علوم و تكنولژي و ضرورت آموزشهاي مجازي برآن شدم تا حاصل سالها تلاش و تجربه مديريتي خود را دردنياي مجاز اينترنت به معرض حضور بگذارم . تا زائران و عاشقان كوي دوست مي توانند از چشمه معارف و مطالب متنوع اين سايت در هر نقطه اي ازاين جهان خاكي باشند بهرمند شده و خود را درمعرض استاد در جلسات آموزشي ببينند.